الشيخ محمد تقي بهجت
299
جامع المسائل ( فارسي )
نه ؟ خلاف است ، اظهر تبعيّت قصد است از حيث تعلَّق آن به اكل مطلق يا مشروط به بقاء آن كه اگر باقى نماند تا فردا به هر سببى باشد مخالفت نكرده است ؛ و همچنين در سائر افعال خاصه موقّتهء به زمان است از حيث تقديم به نحوى كه موضوع باقى نماند . و در تقدير قصد مطلق ، ظاهر ، اناطهء وجوب كفاره بر تحقّق شروط فعليّت تكليف در فردا است ، نه آن كه معجّلًا واجب است قبل از رسيدن فردا و مديون است اگر وفات نمايد بعد از اكل و قبل از رسيدن زمان اكل در فردا . و از آن چه ذكر شد معلوم مىشود حكم تلف قبل از فردا يا در فردا قبل از تمكَّن از أكل ، به اختيار حالف ، كه مثل اكل قبل از فردا است ؛ و اگر قبل از تمكَّن از اكل در فردا ، بدون اختيار حالف تلف شد ، عدم حنث ، واضح است . و اگر تلف شد در اثناء فردا بعد از تمكَّن از اكل و قبل از اكل ، بدون اختيار حالف ، اظهر عدم حنث است ، به واسطهء عدم تقصير با وسعت وقت ؛ و اگر مطلق بود متعلَّق حلف و موسّع بود ، تقصير و حنث نيست ما دام ظن به وفات قريب به عمل نداشته باشد ، و مطلق وفات ، كاشف از تقصير و حنث نيست ( و اگر تلف به اختيار حالف باشد در فرض مذكور ، حنث و كفاره ثابت است ) . لكن بر تقدير اختيار حنث ، يا در صورت تقصير به واسطهء ظن وفات يا ظن تلف مورد حلف ، اظهر فعليّت وجوب كفاره است ، نه انتظار مقارب غروب آن روز ؛ و موت در بين دو وقت ، تأثيرى در انتفاء كفاره ندارد . اختصاص حنث به اصل متعلَّق قسم 5 - اگر حلف كرد به عدم شرب از فرات ( كه نهر معروف است ) يا آب فرات ، اظهر عدم اخلال وسائط است مگر با قرينه . و همچنين شرب از كوزه بنا بر اظهر . حمل قسم بر مصاديق متعارفه 6 - اگر حلف كرد بر ترك اكل رؤس ، محمول مىشود بر رؤس مستقلَّهء در اكل و بيع ، مثل رؤس انعام و اشباه آنها ، نه طيور و ماهى و ملخ .